معماری بر سینما یا سینما بر معماری

سیدمحمدمهدی حسینی:وقتی به تماشای فیلم‌های اسکورسیزی می‌نشینیم، نمی‌توان این موضوع را در نظر نگرفت که نیویورک و محله‌هایش جزئی تفکیک‌ناپذیر از آثار اوست. البته نیویورک از آغاز سینما تا امروز و از کینش ویدور تا لوک بسون، همواره برای بسیاری از فیلمسازان همچون هیچکاک، جان شله زینگر و اسپایک لی جذاب بوده و هست. اما اسکورسیزی را می‌توان مولف روح نیویورک دانست.

تا به حال 12 فیلم از او به‌طور مستقیم درباره نیویورک بوده‌‌اند، به‌طوری که نمی‌توان تاثیر این شهر، محله‌ها و ساختمان‌هایش را در شکل‌گیری نقش کاراکتر‌های عجیب فیلم‌های او کتمان کرد و استفاده او از نیویورک به درک ظرافت‌های نهفته در داستان فیلم یاری می‌رساند. فیلمسازان امپرسیونیست فرانسه وقتی می‌خواهند افتراق خود را از جریان اصلی سینما اعلام کنند، کاراکترهای خود را در ساختمان‌ها و فضاهای مدرن می‌دهند. الی فور سینما را «معماری متحرک» می‌نامد و این گفته تاثیر خود را بر فیلمسازان امپرسیونیست فرانسوی دهه 1920می‌گذارد. اکسپرسیونیست‌های آلمان برای دگردیسی چهره فیلم‌های خود، در بدو امر به سراغ دکورها و ساختمان‌های درون دنیای داستان می‌روند، تا به واسطه آشنایی‌زدایی «سیمایی کابوس‌گونه و صحنه‌هایی جنون‌آمیز» خلق کنند. در موج نوی سینمای ایران هم نمونه‌هایی همچون قیصر و گوزن‌ها وجود دارد که فضای شهر و محله‌های استفاده شده نقش اساسی در نشان دادن خفقان آن روز ایران و گرفتاری و ناامیدی شخصیت‌های فیلمنامه دارد. تمام اینها مواردی هستند که مکررا به تفصیل در مورد موضوع تاثیر معماری بر سینما شرح داده شده‌اند. شاید اولین نقطه تلاقی این دو هنر استفاده ابزاری معماری در سینما بود. یکی دیگر از عرصه‌های به وضوح مشترک بین سینما و معماری، طراحی صحنه است که قدمت آن به چند قرن قبل برمی‌گردد. از آن زمانی که کارگردانان تئاتر و کمپانی‌های نمایش برای طراحی و اجرای صحنه‌های خود به سراغ معماران و نقاشان معروف رفتند، شاخه طراحی صحنه به یکی از زیر رشته‌های معماری تبدیل شد. بعد از تولد سینما، این رشته در سینما نیز خودبه‌خود ریشه دوانید (زیرا در ابتدا برخی از فیلم‌ها چیزی جز تئاتر‌های فیلمبرداری شده نبود) و پس از ساخت اولین فیلم‌های تاریخی ایتالیا (مانند «کابیریا» اثر جووانی پاسترونه – 1912) تبدیل به یکی از شاخه‌های اصلی و مهم صنعت فیلمسازی شد. از آن به بعد، کارگردانان سینما برای تقویت تم اصلی فیلم و القای حال و هوای مورد نظر خود سعی کردند از معماری استفاده زیبایی‌شناسانه کرده و مخاطب خود را مقهور فضاهای درون کادر کنند. افزون بر این، تاثیرپذیری معماران از سینما و به‌کارگیری آن در ایده‌پردازی‌هایشان ازجمله مواردی است که در بررسی رابطه بین سینما و معماری می‌توان به آن اشاره کرد. امروزه غالب معماران ایده‌های فضایی و حتی تجسم آن را از طریق زبان فیلم جست‌وجو می‌کنند. به‌عنوان نمونه؛ جین نوول، معمار فرانسوی، اظهار می‌کند، تصویرپردازی و تجربه سینمایی به‌عنوان یک شیوه (و حتی منبع الهام) مهم برای ایده‌پردازی پروژه‌های معماری اوست. این معمار 60 ساله پروژه‌هایی چون خانه اپرای لیون (93 – 1986)، مرکز کنفرانس بین‌المللی (93 – 1989) و Tours را در کارنامه خود دارد. وی می‌گوید: «معماری همانند سینما در دو بعد زمان و حرکت جریان دارد. انسان یک ساختمان را در ذهن خود در سکانس‌های مختلف درک و تصویر می‌کند. در طراحی و ساخت یک بنا، پیش‌بینی و جست‌وجوی تاثیرات متقابل و ارتباط انسان‌هایی است که از برابر آن عبور می‌کنند، امری ضروری به نظر می‌رسد. یک ساختمان از سکانس ـ پلان‌های پیوست‌های تشکیل می‌شود که معمار به همراه برش‌ها (کات‌ها)، قاب‌بندی‌ها، بازشوها و تدوین، آنها را به وجود می‌آورد.» با در نظر داشتن این مسائل، به نکات جالبی خواهیم رسید. سینما به‌عنوان یکی از ابزارهای قدرتمند فرهنگ‌سازی، نقش تعیین‌کننده‌ای در تثبیت، تغییر یا ایجاد ذائقه توده مردم دارد. با گذشت بیش از 100 سال، این ادعا که سینما – بیش از هر رسانه دیگر - قادر است یک نوع فرهنگ مصرفی را در میان قشرهای مختلف مردم نهادینه کند، امری بدیهی می‌نماید. از سوی دیگر، از همان ابتدای عمر سینما، ساخت فیلم‌های مربوط به آینده یکی از حیطه‌های مورد علاقه فیلمسازان و بینندگان بوده است. جالب است که برخی معتقدند سینما می‌تواند پیشگویانه چهره‌ای از دنیای آینده به ما بدهد (مانند ماجرایی که برای فضاپیمای بازگشته از اولین سفر به کره ماه اتفاق افتاد و مقایسه آن با فیلم «سفر به ماه» اثر ژرژ ملی یس که سال‌ها قبل یعنی در 1902 ساخته شده بود، یا ماجرای اختراع و نامگذاری زیردریایی‌های آمریکایی). اما درواقع این امر از همان قدرت سینما در ایجاد سلیقه و یک دورنما در ذهن توده مردم ناشی می‌شود. واقعیت این است که شهرسازی و معماری در فیلم‌های معطوف به آینده، مانند «ماتریکس» و «بلید رانر»، از یک‌سو بر ذهن مخاطب -به‌عنوان مصرف‌کننده- و از سوی دیگر بر معماران و دست‌اندرکاران طراحی شهری- به‌عنوان تولیدکننده- ایجاد پیش‌زمینه‌هایی می‌کند که بر عرضه و تقاضا در این عرصه تاثیر می‌گذارد. رابطه‌ها و تاثیر‌گذاری‌‌های معماری و سینما بر یکدیگر غیرقابل‌انکار بوده و بسیار قابل توجه است. معماری و سینما هر دو به خلق فضا و روح می‌پردازند و با وجود اینکه به‌عنوان هنرهایی شناخته شده‌اند که با کمک تعداد زیادی متخصص دستیار و تکنسین پدید می‌آیند اما بدون اینکه خواسته باشیم ماهیت اصلی‌شان (سینما و معماری) را به‌عنوان نتیجه تلاشی گروهی نادیده بگیریم، باید اذعان کنیم، هر دو، هنری ابداعی و حاصل ایده‌پردازی هنرمندانه خالق خود هستند. ایده‌پردازی‌هایی که حاصل اندیشه‌های خانوادگی، اجتماعی و سیاسی فرد تلقی می‌شود که در طول زندگی آنها را تجربه و درک کرده است. اندیشه‌هایی که نشان‌دهنده قدمت، پویایی فرهنگ و جامعه‌ای است که هنرمند در آن می‌زید. با همین داشته‌ها فیلمسازان و معماران می‌توانند قوه درک بیننده را تحت‌تاثیر قرار دهند. پیوندخویشی سینما و معماری باعث شده خیل بسیاری از کارگردانان موفق سینما را کسانی تشکیل دهند که یا معمار بوده‌اند، یا از پیش به معماری توجه داشته‌اند، به فرتیس لانگ و کاردل رید می‌توان اشاره کرد، همچنین در ایتالیا بسیاری از معماران تحت‌تاثیر «لوچینوویشلونتی و آنتونیونی»اند که بناها و شهرها را در قلب فیلم‌های خویش می‌نشاندند. سنتی که توسط «برناردو برتولوچی» پی گرفته می‌شود. نیکلاس ری درباره عشق خود به سینماسکوپ بارها گفته است که «این عشق با گذران چند ماه در گستره افقی [فرانک لوید] رایت (معمار آمریکایی) در تالیزین غربی جوانه زد. پس از مرگ یادداشتی از رایت در میان کاغذهایش پیدا شد. او نوشته بود اگر بنا باشد فیلمی از زندگی‌اش ساخته شود، آرزو دارد این فیلم را جان هوستون (فیلمساز) بسازد، رایت خانه‌ای را که جان هوستون برای خود طراحی کرده و ساخته بود، دیده و آن را بسیار تحسین می‌کرد، شاید دلیل انتخاب رایت همین بود. رایت یک فیلمساز آماتور نیز بود. او یک فیلم 16 میلیمتری از ساختمان‌های لارکین در بوفالو ساخت که در آن آجرهای قرمز را از این برج به آن برج دنبال می‌کرد. قسمت‌هایی از این فیلم، در فیلم «معماری رایت» ساخته مورای گریگور آمده است. منابع: 1- دیوید بوردول، هنر سینما، ترجمه فتاح محمدی، نشر مرکز 2- سینما و معماری ، نوشته فرانسوا پنز ،ترجمه شهرام جعفری نژاد

/ 1 نظر / 5 بازدید
نازلی

درود ! امروز خیلی کوتاه دست یکی از دانشجویانتون مطلبی دیدم در مورد موسیقی و معماری، کاش! پٌستی هم در این رابطه بنویسید.